سیصدوسیزدهمین شبگرد

ما با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم

هنگامى که به وضع کنونى جهان نظر مى افکنیم و سیر صعودى جنایتها، جنگها و خونریزى ها، کشمکش ها، و اختلافات بین المللى و گسترش روز افزون مفاسد اخلاقى و اجتماعى را مشاهده مى کنیم، پرسشهایى برایمان مطرح مى شود که:

آیا اوضاع کنونى جهان به همین منوال پیش خواهد رفت؟

آیا دامنه این جنایتها، خیانتها و کشتارها همچنان گسترش خواهد یافت؟

آیا این کشور گشایى ها، توسعه طلبى ها و ظلم و ستمهاى بى حد و مرز همچنان ادامه خواهد داشت؟

آیا این همه انحرافات عقیدتى و مفاسد اخلاقى و ظلم هاى اجتماعى همچون باتلاق متعفّنى، بشریّت را در کام خود فرو خواهد برد؟ یا این که روزنه امیدى براى نجات بشر و اصلاح جامعه وجود خواهد داشت؟


<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-parent:""; margin:0cm; margin-bottom:.0001pt; text-align:right; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} /* Page Definitions */ @page {mso-footnote-separator:url("file:///C:/DOCUME~1/aryanet/LOCALS~1/Temp/msohtml1/01/clip_header.htm") fs; mso-footnote-continuation-separator:url("file:///C:/DOCUME~1/aryanet/LOCALS~1/Temp/msohtml1/01/clip_header.htm") fcs; mso-endnote-separator:url("file:///C:/DOCUME~1/aryanet/LOCALS~1/Temp/msohtml1/01/clip_header.htm") es; mso-endnote-continuation-separator:url("file:///C:/DOCUME~1/aryanet/LOCALS~1/Temp/msohtml1/01/clip_header.htm") ecs;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام) یک مسأله عقلى و منطقى است

هنگامى که به وضع کنونى جهان نظر مى افکنیم و سیر صعودى جنایتها، جنگها و خونریزى ها، کشمکش ها، و اختلافات بین المللى و گسترش روز افزون مفاسد اخلاقى و اجتماعى را مشاهده مى کنیم، پرسشهایى برایمان مطرح مى شود که:

آیا اوضاع کنونى جهان به همین منوال پیش خواهد رفت؟

آیا دامنه این جنایتها، خیانتها و کشتارها همچنان گسترش خواهد یافت؟

آیا این کشور گشایى ها، توسعه طلبى ها و ظلم و ستمهاى بى حد و مرز همچنان ادامه خواهد داشت؟

آیا این همه انحرافات عقیدتى و مفاسد اخلاقى و ظلم هاى اجتماعى همچون باتلاق متعفّنى، بشریّت را در کام خود فرو خواهد برد؟ یا این که روزنه امیدى براى نجات بشر و اصلاح جامعه وجود خواهد داشت؟

در پاسخ این سؤالات مهم باید گفت: از نظر عقل و اندیشه سالم، روزنه امیدى براى نجات و اصلاح بشر وجود دارد و سرانجام روزى فراخواهد رسید که این ابرهاى سیاه و تاریک و طوفان هاى مرگبار و سیل هاى ویرانگر فتنه و فساد از میان خواهد رفت، آسمان صاف و روشن و آفتاب تابنده و درخشان به دنبال خواهد آورد، و این گردابهاى مخوف و هولناک براى همیشه در برابر بشر نخواهد بود، و در افقى نه چندان دور نشانه هاى ساحل نجات به چشم مى خورد، چه آن که جهان در انتظار یک مصلح بزرگ الهى است که با یک قیام عظیم و گسترده همه عالم را به نفع حقّ و عدالت دگرگون خواهد نمود، و بشریّت را از تیرگى، ظلم، فساد، ستم و تباهى نجات خواهد داد.

براى روشن شدن مطلب، به دو دلیل عقلى توجّه فرمایید:

الف: نظام آفرینش به ما این درس را مى دهد که جهان بشریّت سرانجام باید به قانون عدالت تن در دهد، و خواه ناخواه تسلیم یک نظم عادلانه و پایدار گردد.

توضیح مطلب این که: جهان هستى تا آنجا که مى دانیم مجموعه اى از نظام هاى عالم است، وجود قوانین منظم در سرتاسر این جهان، دلیل بر یکپارچگى و به هم پیوستگى این نظام است و مسأله نظم و قانون، یکى از جدّى ترین و اساسى ترین مسایل این جهان محسوب مى شود.

از منظومه هاى بزرگ جهان گرفته تا یک ذرّه «اتم» ـ که میلیونها از آن را مى توان بر روى نوک سوزنى جاى داد ـ همه و همه تابع یک نظام دقیق و معیّن و برنامه حساب شده اى مى باشند.

دستگاه هاى مختلف بدن انسان نیز از ساختمان یک سلّول کوچک گرفته تا مغز، اعصاب، قلب، ششها و سایر اعضا و جوارح آدمى همه و همه داراى آنچنان نظم دقیقى هستند که هرکدام از آنها مانند یک ساعت بسیار دقیق در بدن انسان کار مى کند، و ساختمان منظم دقیق ترین کامپیوترهاى جهان در برابر آنها بسیار ناچیز و کم ارزش مى نماید.

به طور خلاصه، با یک نگاه ساده به جهانى که در آن زندگى مى کنیم به این حقیقت مى رسیم که جهان هستى در هم و برهم نیست، بلکه تمام پدیده ها بر یک خط سیر معیّنى حرکت مى کنند، و همه دستگاههاى جهان هستى همچون لشکر انبوهى که به واحدهاى منظمى تقسیم شده باشند به سوى مقصد معیّنى به پیش مى روند.

بنابراین، آیا در جهانى این چنین که انسان «جزء» این «کلّ» است، مى تواند به صورت یک وصله نامنظّم و نا همرنگ، با جنگ و خونریزى و ظلم و ستم اجتماعى زندگى کند؟!

آیا بى عدالتى ها و فسادهاى اخلاقى و اجتماعى که نوعى بى نظمى است مى تواند براى همیشه بر جامعه بشریّت حاکم باشد؟!

آیا خدایى که در نظام شگفت انگیز جهان هیچ یک از نیازهاى موجودات عالم را از نظر لطف و عنایتش دور نداشته، و به انسان چشم بینا، گوش شنوا و عقل و هوش کافى عنایت فرموده است مى توان گفت که: بشریّت را به حال خود رها ساخته است تا همچنان در وادى ضلالت و گمراهى گام بردارد، و با بى نظمى و بى عدالتى به زندگى خود ادامه دهد؟!

آیا ممکن است خداوندى که این چنین نیازمندیهاى انسان را تأمین مى کند او را از وجود یک راهنماى دانا و توانا و معصوم که با غیب این عالم در ارتباط بوده و بشریّت را به راه سعادت و خوشبختى رهنمون شود، محروم سازد؟!

تردیدى نیست که از نظر عقل و اندیشه، براى برقرارى نظم و قانون و جلوگیرى از هرج و مرج و ریشه کن شدن فتنه و فساد، و اجراى قسط و عدالت، وجود رهبرى الهى و آسمانى لازم و ضرورى است.

به همین دلیل است که امیرمؤمنان(علیه السلام) در یکى از سخنان خود در «نهج البلاغه» مى فرماید:

«اللهمّ بلى، لا تخلو الأرض من قائم للّه بحجّة إمّا ظاهراً مشهوراً، وإمّا خائفاً مغموراً، لئلاّ تبطل حجج اللّه وبیّناته».(<!--[if !supportFootnotes]-->[1]<!--[endif]--> [72] )

«آرى بار خدایا! زمین هرگز از حجّت خدا خالى نخواهد بود که یا ظاهر و آشکار، و یا ترسان و نهان خواهد بود، تا حجّتها و دلایل روشن پروردگار باطل نگردد».

بنابراین، نتیجه اى که از این بحث به دست مى آید این است که مشاهده نظام هستى و جهان آفرینش ما را به این حقیقت متوجّه مى سازد که سرانجام جهان بشریّت و جامعه انسانیّت نیز در برابر نظم و عدالت سرتسلیم فرود خواهد آورد، و به مسیر اصلى آفرینش باز خواهد گشت.

ب: سیر تکاملى جامعه ها نیز دلیل دیگرى بر آینده روشن جهان بشریّت است; زیرا ما هرگز نمى توانیم این حقیقت را انکار کنیم که جامعه بشریّت از روزى که خود را شناخته است پیوسته در حال پیشرفت بوده و رو به کمال و ترقّى حرکت نموده و هیچ گاه در یک مرحله توقّف نکرده است.

در جنبه هاى مادّى، از نظر خوراک، پوشاک و مسکن، و تهیّه سایر لوازم زندگى، روزى در ابتدایى ترین شرایط زندگى قرار داشته، و امروز بر خلاف زمان هاى گذشته، به مرحله اى رسیده است که عقلها را حیران و چشمها را خیره ساخته، و به طور مسلّم این سیر صعودى باز همچنان ادامه خواهد یافت.

از نظر علوم و دانش و فرهنگ نیز پیوسته رو به سمت جلو حرکت نموده، به اختراعات و اکتشافات جدید و مدرنى دست یافته، و روز به روز کشف تازه و تحقیق جدید و مطلب نوى را در این زمینه به دست آورده است.

این «قانون تکامل» سرانجام شامل جنبه هاى اخلاقى و معنوى و اجتماعى نیز مى شود، و انسانیّت را به سوى یک قانون عادلانه، و صلح و عدالت پایدار، و فضایل اخلاقى و معنوى به پیش مى برد، و اگر امروز مى بینیم که مفاسد اخلاقى در دنیاى کنونى رو به فزونى است و بشریّت در گرداب فساد و تباهى دست و پا مى زند، این خود نیز زمینه را براى یک انقلاب تکاملى، سرانجام آماده مى کند.

البته ناگفته پیداست که هرگز نمى گوییم که فساد را باید تشویق کرد، ولى مى گوییم: فساد وقتى که از حدّ گذشت عکس العمل آن یک انقلاب تکاملى معنوى خواهد بود که بشریّت را به جهان انسانیّت باز خواهد گرداند; زیرا هنگامى که انسانها در دام بلا گرفتار شدند، و به بن بست رسیدند، و عواقب نامطلوب گناهان خویش را دیدند، و سرهاى آنها به سنگ خورد، و جانهایشان به لب رسید، حدّ اقل آماده پذیرش اصول سعادت آفرینى که از ناحیه یک رهبر الهى و دینى ارائه مى شود، خواهند گردید.

پس باتوجّه به آنچه گذشت، به این نتیجه مى رسیم که: عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)،یک مسأله عقلى و منطقى است که نیازى به هیچ بیان ندارد; زیرا هر انسان عاقلى آن را تصدیق، و هر خردمندى آن را تأیید مى نماید.

 

<!--[if !supportFootnotes]-->

<!--[endif]-->

 

نوشته شده در شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ توسط فرهاد نظرات () |

Design By : Mihantheme