سیصدوسیزدهمین شبگرد

ما با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم



فراماسونری جهانی، علاوه بر بهره گرفتن از شوالیه های خود که در لژهای ماسونی و سایر مجامع مخفی فعالیت می کنند، حساب ویژه ای بر روی پیاده نظام خود که اقشار فریب خورده ی جوامع مختلف هستند باز کرده است. این اقشار که عمدتاً از اقشار برخوردار و ثروتمند جوامع مختلف هستند را شاید بتوان ماسون زده نامید.

جنبش سبز ماسونی از زاویه ای دیگر.

 

با عرض سلام خدمت خوانندگان محترم وبسایت وعده ی صادق، اینک بحث دیگری در باب ماسونی بودن جنبش سبز، خدمت این عزیزان ارایه می گردد.

 

قبل از هر چیز، نویسنده ی این مقاله بر خود لازم می داند تا چند نکته را به خوانندگان محترم یادآوری نماید:

ادامه در بقیه اش......


 

1 – تا قبل از بروز جنایات روز عاشورا توسط اصحاب جنبش سبز ماسونی، دست اندرکاران وبسایت « وعده ی صادق » سیاست سکوت نسبی (نه مطلق) و مدارا را با هواداران جنبش سبز ماسونی در پیش گرفتند. چرا که گردانندگان این وبسایت، خود را ملزم به تبعیت از بیانات مقام معظم رهبری می دانند و با توجه به این که رهبر معظم انقلاب در زمینه ی حوادث حول و حوش انتخابات، موضع مدارا و دفع حداقلی را در پیش گرفتند، گردانندگان وبسایت نیز تلاش کردند تا حتی الامکان از درج هر مطلبی که موجب بروز اختلاف گردد، خودداری نمایند. این مسئله حتی در زمان تبلیغات انتخاباتی نیز مد نظر دست اندرکاران وبسایت قرار داشت؛ به نحوی که علیرغم درخواست مکرر تعداد زیادی از خوانندگان وبسایت در زمان تبلیغات انتخاباتی مبنی بر درج نظر گردانندگان وبسایت پیرامون اصلح بودن کاندیداهای انتخاباتی، وبسایت « وعده ی صادق » از درج هر گونه نظر مستقیم در این رابطه خودداری نمود تا مطابق با منش مقام معظم رهبری، جامعه ی مومن و مهدوی کشور، به صورت کاملاً ارادی و به دور از هر گونه تقلید، به رآی دادن بپردازند. هر چند که در چند مقاله تلاش گردید تا ویژگی های رییس جمهور مهدوی، به خوبی تبیین گردد. اما بعد از بروز فتنه های متعاقب انتخابات، علیرغم این که دست اندرکاران وبسایت از برخی ارتباطات مشکوک جنبش سبز با دجال آخرالزمان یعنی فراماسونری جهانی در ارتباط بودند، چشم به دهان رهبر  معظم انقلاب دوختند و با توجه به مدارای آن حضرت با جریان فتنه، دست اندرکاران وبسایت نیز از درج هر گونه مطلب جنجال برانگیز خودداری کردند. این فتنه ها و گستاخی ها به حدی تداوم یافت که در روز عاشوراء، جریان فتنه، همه ی خطوط قرمز را شکست و جای هیچ مدارایی را باقی نگذاشت. در این روز مقدس که مومنان از برخی امور حلال همچون نکاح و ازدواج نیز به نیت احترام به مقام شامخ سالار شهیدان خودداری می کنند، جنایتکاران طرفدار جنبش سبز ماسونی، بزرگترین توهین ها را به اسلام  وارد کردند و وقیحانه تر اینکه به توجیه دست زدن ها، رقاصی ها، فحاشی ها و سنگ پرانی ها نیز پرداخته و آن را در راستای پیروزی خون بر شمشیر اعلام کرده و مباح دانستند. با توجه به این مسئله، ما نیز سکوت را جایز ندانسته و تلاش نمودیم تا ماهیت این جنبش ماسونی را به اختصار بیان نماییم. چرا که ارتباط این جریان با فراماسونری جهانی یا همان دجال آخرالزمان، حلقه ی ارتباط این ماجراها با مهدویت نیز می باشد.

 

2 – علیرغم این که در چند وبسایت و وبلاگ پیرامون ارتباط این جنبش و سران آن با فراماسونری، مطالبی نگاشته شده است، اما مطالعه ی مطالب موجود در این مقاله را نیز به عزیزان خواننده توصیه می نماییم.

 

3 – به تدریج و در طی روزهای آینده، مطالب دیگری نیز پیرامون جنبش سبز ماسونی به نظر خوانندگان محترم وبسایت خواهد رسید.

 

4 – به دلیل وجود اشکال در سرور وبسایت، ممکن است دسترسی دوستان به این مطالب به سختی صورت گیرد، اما ان شاء الله این اشکال نیز به زودی رفع خواهد شد.

 

5 – اخیراً وبلاگی به آدرس http://freemasonsecret.wordpress.com مطالب کذبی را که حاصل سفسطه و مغلطه بوده و همسو با مطامع جنبش سبز ماسونی است، منتشر ساخته است و در کمال وقاحت، آدرس وبسایت « وعده ی صادق » را نیز در لینک خود ذکر کرده است. گردانندگان وبسایت « وعده ی صادق » ضمن تبری جستن از وبلاگ مذکور، به زودی و به صورت کاملاً مستند، به ادعاهای وبلاگ مذکور پاسخ خواهند داد. البته تلاش هایی از این دست، قبل از انتخابات نیز از سوی جریان فتنه و مخالف نظام انجام شده بود، اما اینک این تلاش ها شدت گرفته است و به زودی پاسخ آن ها ارایه خواهد گشت.

 

اینک نکاتی چند را پیرامون ارتباط جنبش سبز ماسونی با فراماسونری جهانی ذکر می نماییم:

 

فراماسونری جهانی، علاوه بر بهره گرفتن از شوالیه های خود که در لژهای ماسونی و سایر مجامع مخفی فعالیت می کنند، حساب ویژه ای بر روی پیاده نظام خود که اقشار فریب خورده ی جوامع مختلف هستند باز کرده است. این اقشار که عمدتاً از اقشار برخوردار و ثروتمند جوامع مختلف هستند را شاید بتوان ماسون زده نامید.

این افراد ممکن است ظاهراً در جوامع اسلامی زندگی کنند و حتی عبادات را به صورت ظاهری انجام دهند، اما خلق و خو و منش آن ها با ماسون ها تفاوت چندانی ندارد. این افراد همچون مردم جوامع ماسونی، بیشتر در زندگی عملی خود ماده گرا هستند تا معناگرا. به عبارت دیگر آن ها ممکن است نماز بخوانند، اما خدایی که مورد پرستش آن ها است، همانند Great Architect of the Universe مورد تقدیس ماسون ها، خداوندی مرده و استاتیک است. این افراد نماز می خوانند، اما از آن جا که تصور می کنند که از خداوند متعال بیشتر می فهمند، نسبت به شعائر دینی گزینشی عمل می کنند. برای مثال در حالی که به ظاهر قرآن را می بوسند و آن را قبول دارند، اما به دستورات آن اعم از حجاب، جهاد، کمک به سایر برادران مسلمان (حتی در سایر کشورها)  و ... بی توجهند. این افراد در روز قدس که آخرین جمعه ی ماه مبارک رمضان می باشد، بطری های آب در دست گرفته، آب می نوشند، سیگار می کشند و شعارهای یا حسین – میر حسین و نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران سر می دهند. اگر عمده ی مراجع شیعه سیگار را مبطل روزه می دانند، این افراد به دنبال افرادی در حوزه می گردند که برخلاف اجماع سایرین، سیگار را غیر مبطل بداند. در واقع اینگونه افراد تلاش می کنند تا دین را مطابق میل خود تفسیر کنند، نه اینکه خود را با دین هماهنگ سازند.

خدای مجازی ماسون ها یعنی Great Architect of the Universe نیز همین گونه است. به این عبارات که در مجلات ماسونی آمده اند، توجه کنید:

« ثابت گردیده که خداوندی که همه چیز را به وجود آورده و کائنات را احاطه نموده، محققاً همان انرژی است .» (آ.گ.ا. ص 54)

« فراماسونری، مفهوم معمار بزرگ کائنات را با تکیه بر علوم امروزی و با استناد به کمال اعلی، تعریف و بدین صورت بیان داشته است: تمامی موجودات دنیا که از ذرات و اتم های معینی تشکیل شده اند، در مجموع انرژی مطلق را به وجود می آورند. با در نظر گرفتن اصل لایزالی ماده و انرژی، ثابت می گردد که در اثر فعل و انفعالات، چیزی از بین نمی رود و تغییرات ناشی از جابجایی اتم ها، ماهیت ظاهری دارد. فراماسونری این اصل و اساس را به عنوان دکترین، تز، عقیده و ایمان پذیرفته است. » (نشریه ی ماسون، شماره ی 5/82، سال 1971، ص 20( 

 همانگونه که ملاحظه فرمودید، خداوند ماسون ها خودش مخلوق است، نه خالق!!! بنابراین ماسون ها و دوستان نزدیک آن ها یعنی یهودیان حق دارند برای خدایی که این قدر پست و ضعیف می باشد، تعیین تکلیف کنند:

« یهودی، خدای زنده است در کالبد انسان. »

« حکمی که خاخام صادر نماید، برای خدا قانون محسوب می شود. »

مطالبی که خواندید، مطالبی است که در کابالا مکتوب شده است، و در کتاب مبانی فراماسونری، نوشته ی گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی) و در صفحه ی 19 این کتاب نگاشته شده است و عزیزان می توانند آن را مطالعه فرمایند.

با توجه به مطالب گفته شده، در می یابیم که علت بسیاری از اعمال طرفداران جنبش سبز ماسونی از جمله روزه خواری تعداد زیادی از آنان در تظاهرات روز قدس، نگرشی است که آنان نسبت به خدا دارند. خدای مورد توجه آن ها همانند خدای ماسون ها، کسی نیست که برنامه ی زندگی بنده هایش را تعیین می نماید، بلکه خدایی است که انسان ها باید برایش تعیین تکلیف کنند. انسان ها می توانند هر وقت که خواستند دستورات او را اجرا کنند و هر وقت که خواستند، این دستورات را انجام ندهند!!! بنابراین برخلاف تصور خیلی از دوستان وبلاگ نویس که از اعمال و رفتار طیف افراطی جنبش سبز در روز قدس و عاشورا تعجب می کنند، باید بگوییم با توجه به نوع عقیده و نگرش آن ها به دین اسلام، این رفتار از آن ها بعید نمی باشد.

 

نکته ی دیگری که پیرامون ارتباط جنبش سبز با فراماسونری باید متذکر شویم، این است که تشکیلات فراماسونری، فقط شامل افراد لژنشین نمی شود. بلکه هر کسی که در جهت اهداف و مطامع فراماسونری فعالیت می کند، ماسون تلقی می گردد. به جمله ی زیر توجه فرمایید:

« با جوانان چپگرا که متد علمی و عملی لژ روسیه را پذیرفته، و خواستار آزادی، مساوات و زندگی شرافتمندانه و سعادتمندانه هستند و خوشبختانه تعدادشان نیز روز به روز افزونتر می شود، همگام و همفکر هستیم. آن ها ماسون های بدون پیشبند ما هستند. موضوع مباحث داخل معبد ما را، در خارج از معبد تعقیب و پی گیری می نمایند. آنان بازوی راست ما هستند، در هر زمان، هر مکان، و در هر موقعیتی، مددکار آنان خواهیم بود. » (نشریه ی ماسون ترک، شماره ی 2/72، ص 32)

گرچه مطالب بالا در رابطه با چپگرایان روسیه، بیان شده است و در آن به شعارهای دروغین مانند مساوات و آزادی و ... اشاره شده است، اما با دقت در مطالب فوق می توان دریافت که هر جریانی که همفکر و همگام با فراماسونری می باشد و از سوی آن ها هدایت می شود، خود یک جریان ماسونی می باشد و فراماسونری جهانی از این جریان به عنوان « جریان ماسون های بدون پیشبند » نام می برد. بدین ترتیب با توجه بیشتر در جنبش سبز و مشاهده ی حمایت کشورهای بزرگ ماسونی همچون آمریکا، انگلیس، اسراییل و ... از این جریان، می توان دریافت که این جنبش نیز یک جنبش ماسونی می باشد. چرا که کشورهای ماسونی مختلف درباره ی حمایت از این جریان، وحدت رویه دارند. تا آن جا که باراک اوباما، رییس جمهور فراماسون آمریکا که ارتباط وی با فراماسونری جهانی و یکی از شعبه های مشهور آن یعنی بیلدربرگ در مقاله ی « فراماسونری (دجال آخرالزمان) کدام مهره ی خود را در آمریکا به قدرت می رساند؟ » بیان شده است، به حمایت همه جانبه از جنبش سبز ماسونی می پردازد.

نکته ی دیگر اینکه اگر هادیان و حامیان یک جنبش، فراماسون باشند، آن جنبش یک جنبش ماسونی تلقی می گردد، حتی اگر زیردستان آن ها ماسون نباشند. به جملات زیر توجه فرمایید:

« مدرسه ای که توسط مدیر ماسون اداره می شود، یک موسسه ی ماسونی محسوب می گردد. جامعه ای که توسط یک لیدر ماسون رهبری می شود، جامعه ی ماسونی به حساب می آید. اگر تعداد اعضایمان هم زیاد نشود، از طرف هر کسی که می خواهد باشد، باشد، تحقق اصول و آداب در هر جا و مکان یک موفقیت شمرده می شود. » (نشریه ی ماسون ترک – صفحه ی 3032)

با توجه به مطالب ذکر شده در جملات فوق، می توان دریافت که جنبش سبز که برنامه های خود را با هدایت و حمایت کشورهای ماسونی انجام می دهد، یک جنبش ماسونی می باشد. ارتباط جنبش سبز با کشورهای ماسونی، یک ارتباط تنگاتنگ و غیر قابل انکار می باشد. چرا که اخبار و اطلاعات مربوط به این جنبش و هماهنگی تظاهرات فتنه آمیز این جنبش، از طریق رسانه های وابسته به کشورهای ماسونی همچون BBC, CNN, VOA و ... انجام می گیرد و تعدادی از رهبران اپوزیسیون همچون اکبر گنجی، عطاالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش و ... نیز به کشورهای ماسونی پناهنده شده اند. از سوی دیگر، هر حرکت تخریبی این جنبش فاسد، توسط رهبران کشورهای ماسونی مورد تقدیر و حمایت قرار می گیرد. از سوی این کشورها بودجه های میلیاردی برای این جنبش در نظر گرفته می شود و سران فراری این فتنه در آغوش کشورهای ماسونی پناهنده می شوند. ختم کلام اینکه این جریان به صورت جدی از سوی کشورهای ماسونی هدایت و حمایت می شود. بنابراین مطابق گفته های خود فراماسون ها، این جنبش به واسطه ی حمایت از سوی فراماسونری جهانی، % 100 یک جنبش ماسونی می باشد.

نکته ی مهم دیگری که باید ذکر کرد اینکه آن حقوق بشری که از سوی ماسون ها ادعا می گردد در ایران در حال نقض شدن است و بارها این مسئله را بر سر ملت مظلوم و مسلمان ایران کوبیده اند، حقوق بشر ماسونی است، نه حقوق بشر الهی. حقوق بشری که در آن حقوق آشوبگران محترم شناخته می شود، اما حقوق مردمی که در انتخابات حماسه آفریدند، زیر پا گذاشته می شود. این همان حقوق بشری است که وجود زندان های ابو غریب و گوانتانامو را برای شکنجه ی مسلمانان محترم می داند، اما تادیب آشوبگران و هتک حرمت کنندگان به ساحت مقدس امام حسین (ع) را نقض حقوق بشر می داند. در واقع باید گفت که هر جا کشورهای ماسونی از نقض حقوق بشر در آن دم می زنند، باید به دخالت فراماسونری در آن مشکوک شد. چرا که ماسون ها و برادران یهودیشان، به جز خودشان کسی را انسان نمی دانند و آن جا که دم از نقض حقوق بشر می زنند، منظورشان کسی جز یاران خودشان نیست. بهتر است به عبارات زیر توجه فرمایید:

« به این موضوع، به ارتقاء مداوم فرهنگی درخشان، می توان تعالی انسان نیز، نام نهاد. ولی اینان انسان های کوچه و بازار نیستند. منظور ما انسان های دارای دو پا، دو گوش ودارای کم و بیش هوش نیست. مقصود ما از بیان کلمه ی انسان، انسانی است که مرام های ماسونی را در سینه اش جمع کرده و در مخیله اش جا داده باشد. » (نشریه ی معمار سنان، شماره ی 27، ص 35)

بنابراین هرجا که فریاد وامصیبتای جوامع ماسونی درباره ی نقض حقوق بشر یک گروه به آسمان رفت، باید به گروه مذکور شک کرده و آن گروه را همپیمان ماسون ها دانست. چرا که ماسون ها به جز خودشان کس دیگری را انسان نمی دانند که بخواهند برای حقوق وی نگران باشند. با این اوصاف بی تفاوتی و سکوت کشورهای ماسونی در قبال کشتار شیعیان مظلوم یمن، ملت مظلوم فلسطین، مردم مستضعف افغانستان و عراق و... قابل درک است، چرا که ماسون ها مردم کشورهای مذکور را اصلاً انسان نمی دانند که برای حقوق آن ها نگران باشند. اما هنگامی که اغتشاشگران حوادث بعد از انتخابات و اهانت کنندگان روز عاشورا دستگیر می شوند، دم از نقض حقوق بشر می زنند.

 

در تأ یید مطالب فوق، توجه شما را به علامت « هرم و چشم » ماسونی در بالای اعلامیه ی جهانی حقوق بشر که ماسون ها آن را تدوین کرده اند و آن را بر سر ملت های مخالف خود می کوبند، جلب می نمایم:

با توجه به این مطالب، علت ادعاهای مکرر ممالک ماسونی را درباره ی نقض حقوق بشر دستگیر شدگان اغتشاشات اخیر درک می نماییم و می فهمیم که جنبش سبز ماسونی نیز با فراماسونری جهانی قطعاً ارتباط دارد. چرا که تنها در صورت وجود این رابطه است که ماسون ها انسان ها ی دیگر را انسان تلقی کرده و آن ها را صاحب حقوق می شمارند.

 

با توجه به مطالبی که ذکر شد، درمی یابیم که حتی اگر ارتباط مشکوک سران جنبش سبز را با فراماسونری جهانی نادیده بگیریم، مرام، عقیده، همگرایی و همراهی جنبش سبز با فراماسونری جهانی از یک سو و حمایت کامل، همه جانبه و یکپارچه ی سازمان جهانی فراماسونری از جنبش سبز نشان می دهد که این جنبش بلاشک یک جنبش ماسونی می باشد و مطابق تعریف ماسون ها باید آن را جنبش سبز ماسونی بنامیم.

 

به عزیزان خواننده ی وبسایت توصیه می شود تا کتاب مبانی فراماسونری تألیف گروه تحقیقات علمی ترکیه (هارون یحیی) و چاپ شده توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی را تهیه نمایند و آن را با دقت مطالعه فرمایند. چرا که مطالب ذکر شده در نشریات ماسونی که در بالا ذکر شدند، در کتاب مذکور نیز یافت می گردند.

 

در پایان متذکر می شوم که نویسنده ی این مقالات می داند که کسانی که بر چشم ها، گوش ها و قلب هایشان مهر زده شده است، با خواندن این مطلب و هزاران مطلب دیگر نیز از دسیسه های خود دست نمی کشند. اما این مقاله به امید اینکه افرادی که هنوز مرددند، راه صحیح را بیابند، نگاشته شده است.

 

امید است که این مقاله مورد رضایت خداوند متعال قرار گیرد و تأثیر مثبتی بر جوانان فرهیخته و مسلمان ایرانی بگذارد.

 

 منبع:امام خامنه ای

 

 

نوشته شده در جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ توسط فرهاد نظرات () |

Design By : Mihantheme